السيد الخميني
6
جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( فارسى )
آرى ، خود فراموشى و ناديده انگاشتن ابعاد لا يتناهى روح آدمى و بىتوجهى نسبت به استعدادهاى بشر در پيمودن سير كمالات و فضائل اخلاقى ، دردى است كه اغلب جوامع بشرى بدان مبتلا گرديدهاند و حاكميت تكنولوژى و زندگى ماشينى و همچنين سلطه مادهگرايان و دنيا پرستان بر بخشى وسيع از مناطق جهان از يكسو و ناتوانى مكاتب و انديشههاى مختلف در ارائه مسيرى روشن و تفسيرى مطمئن از انسان ، بر اين سير قهقرايى و از خود بيگانگى افزودهاند . و در اين ميان تنها مناديان توحيد و انبيا و پاسداران حريم ارزشها و معنويتها بودهاند كه تربيت انسان را وجههء جهاد مستمر خويش قرار داده و همنوا با چراغ عقل و نداى فطرت جامعه انسانى را به سوى كمالات و ارزشهاى متعالى هدايت كردهاند و حقيقتا آنچه كه در تاريخ حيات بشرى از افتخارات و ارزشهاى بزرگ و تمدنهاى راستين بر جاى مانده ، نتيجهء همان مجاهدتهاست . انقلاب اسلامى كه در عصر حاضر با همت يكى از مردان خدا در عين ناباورى جهانيان پديدار گشت در ماهيت خويش تنها يك جنبش سياسى و يا شورشى مردمى براى سرنگونى نظامى ستمگر نبود بلكه پيش از آن رستاخيزى فرهنگى و اخلاقى بود كه انسان درماندهء معاصر را به بازيابى فطرت الهى خود فرا مىخواند . بنيانگذار جمهورى اسلامى در وصيتنامهء جاويدش در باب ماهيت انقلاب عظيمى كه آغاز كرده ، فرمود : « در جهان حجم تحمل زحمتها و رنجها و فداكاريها و جان نثاريها و محروميتها مناسب حجم بزرگى مقصود و ارزشمندى و علوّ رتبهء آن است . آنچه را كه شما ملت شريف و مجاهد براى آن به پا خاستيد و دنبال مىكنيد و براى آن جان و مال نثار كرده و مىكنيد و والاترين و بالاترين و ارزشمندترين مقصدى است و مقصودى است كه از صدر عالم در ازل و از پس اين جهان